IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هامفری کارپنتر
ویرایش
-
مترجم
جمال اکرمی
صفحات
76 صفحه
انتشارات
وزن
73 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آقای ماجیکا13

آقای ماجیکا توی اینترنت

نویسنده هامفری کارپنتر
مترجم جمال اکرمی
انتشارات محراب قلم
موجود
رقعی
1400
50,000

معرفی محصول

کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ج) نگاشته شده است. در اين داستان بچه‌هاي کلاس آقاي ماجيکا از ديدن کامپيوتر جديد کلاس، حسابي ذوق‌زده شده‌اند. اما يک‌دفعه به خودشان مي‌آيند و متوجه مي‌شوند که از آن‌طرف نمايشگر کامپيوتر سر درآورده‌اند و در شبکه پيچ‌درپيچ اينترنت گير افتاده‌اند.

کتاب آقای ماجیکا13

آقای ماجیکا توی اینترنت

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ج) نگاشته شده است. در اين داستان بچه‌هاي کلاس آقاي ماجيکا از ديدن کامپيوتر جديد کلاس، حسابي ذوق‌زده شده‌اند. اما يک‌دفعه به خودشان مي‌آيند و متوجه مي‌شوند که از آن‌طرف نمايشگر کامپيوتر سر درآورده‌اند و در شبکه پيچ‌درپيچ اينترنت گير افتاده‌اند.

50,000

آقای ماجیکا13

اثر هامفری کارپنتر

مشخصات محصول

نویسنده
هامفری کارپنتر
ویرایش
-
مترجم
جمال اکرمی
صفحات
76 صفحه
انتشارات
وزن
73 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

چند رایانه به مدرسه هدیه داده شده است، برای هر کلاس یکی. وقتی بچه ها وارد کلاس می شوند، آقای «ماجیکا»، در حال ور رفتن با رایانه است. او اصلاً نمی‎داند با این دستگاه چطور کار کند! بچه های کلاس هرچه در این باره می دانند، برای او توضیح می دهند. روز بعد، وقتی آقای ماجیکا وارد کلاس می‎شود، رایانه ای جدید گوشه کلاس است و موقع درس هندسه، نوشته هایی روی نمایشگر آن ظاهر می شود. ناگهان بچه ها متوجه می شوند آن طرف نمایشگر رایانه هستند و در شبکه پیچ در پیچ اینترنت گیر افتاده اند!

گوشه ای از کتاب

آن ها فقط خنده های شیطانی همیش را می دیدند و نمی توانستند صدایش را بشنوند. همان طور که همیش را نگاه میکردند، همیش نشست پشت کامپیوتر و شروع کرد به تایپ کردن چیزهایی روی صفحه کلید. ناگهان صفحه ی بزرگ پشت سرشان تغییر کرد و آنها توانستند نوشته های درشت روی آن را بخوانند: «به سنت بارتی بیایید. مدرسه ی جادویی.» بیت گفت: این همان وب سایتی است که تو طراحی کردی جودی . شاید با گشتن توی آن بتوانیم از توی کامپیوتر بیرون بیاییم.» توماس گفت: همین طور است. حرف "س "توی کلمه ی "سنت بارتی " شبیه یک در شده چطور است همگی از توی آن رد شویم و ببینیم آن طرفش چه خبر است؟» توماس حرف س را فشار داد و همگی با اضطراب همراه او از در گذشتند. مسیر تاریکی بود اما جلوتر درگاهی درخشانی دیده می شد. پیت گفت: «برویم آن طرف ، ببینیم چه خبر است؟» وقتی به آن سمت میرفتند صدای فیشی شنیدند و موجود غول پیکر سبز و بزرگی پدیدار شد. همگی جیغ کشیدند و خواستند پا به فرار بگذارند ، اما در همان لحظه صدای موسیقی پرنشاطی شنیده شد و بچه ها متوجه شدند

ویدیوهای محصول

خرید کتاب

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک