IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مرتضی عبداللهی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
250 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب هواتو دارم

هواتو دارم روایت زندگی شهید مدافع حرم مهندس مرتضی عبدالهی

نویسنده مرتضی عبداللهی
انتشارات من و کتاب
موجود
رقعی
1405
400,000
کتاب هواتو دارم (روایت زندگی شهید مدافع حرم مهندس مرتضی عبداللهی)،(مدافعان حرم35)، اثر مرتضی عبداللهی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب هواتو دارم

هواتو دارم روایت زندگی شهید مدافع حرم مهندس مرتضی عبدالهی

موجود
رقعی
1405
کتاب هواتو دارم (روایت زندگی شهید مدافع حرم مهندس مرتضی عبداللهی)،(مدافعان حرم35)، اثر مرتضی عبداللهی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات من و کتاب، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

400,000

فهرست

بای بسم الله


فصل اول سال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶


|


فصل دوم سال ۱۳۸۷


فصل سوم سال ۱۳۸۸


فصل چهارم سال ۱۳۸۹


فصل پنجم سال ۱۳۹۰


فصل ششم سال ۱۳۹۱


فصل هفتم سال ۱۳۹۲


فصل هشتم سال ۱۳۹۳


فصل نهم سال ۱۳۹۴


فصل دهم سال ۱۳۹۵


فصل یازدهم سال ۱۳۹۶


فصل دوازدهم سال ۱۳۹۷


تای تمت


نگارخانه

مشخصات محصول

نویسنده
مرتضی عبداللهی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
250 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

عزمم را جزم کردم موسیقی را به کل کنار بگذارم زمان زیادی برد ولی چون اجبار نبود و خودم به این حقیقت رسیده بودم نگاهم درست شد مثل مرتضی و دیگر موسیقی را از برنامه روزانه ام حذف کردم.

هواتو دارد

تازه کار خانه تمام شده بود و مشغول درسم بودم که مرتضی تماس گرفت. با صدای مضطربی گفت: من اومده م بیمارستان ممکنه شب دیر برسم.

چی شده مرتضی؟ بیمارستان برای چی؟ مگه توی مسجد برنامه نداشتین؟»

آبجی تصادف کرده اومده م بیمارستان براش دعا کن که اتفاقی نیفته.

خدا به خیر کنه دکتر چی گفته؟ 
با نگرانی گفت: «سرش زمین خورده و سردرد عجیبی داره. الان دو ساعتی هست اکسیژن به دست از این اتاق به اون اتاق میریم سی تی اسکن گرفتیم دکتر میگه احتمال جابه جایی لخته خون توی مغز هست. دعا کنید سمت عصب بینایی نره. کدوم بیمارستانی من بیام پیشت؟ دلم طاقت نمی آره اینجا. آخه اینجا که کاری نداریم فعلاً باید تحت مراقبت باشه. من هم پشت در اتاق اورژانسم به زیارت عاشورا با صد لعن و سلام خوندم چیزی نشه.

پس من میرم خونه شما که مادرجون بتونه راحت بیاد پیش مرضیه.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک