IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بئاتریس براشر
ویرایش
-
مترجم
پویا رفویی
صفحات
174 صفحه
انتشارات
وزن
204 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب به حرف نیامدم

فروش ویژه

به حرف نیامدم

نویسنده بئاتریس براشر
مترجم پویا رفویی
انتشارات ناهید
موجود
رقعی
1400
17% 270,000
224,100

معرفی محصول

مدیر مدرسه بودم. شغل‌ها به این دردمان می‌خورد تاب فرض‌هایی درباره آدم‌ها برسیم، عین چین و چروک چهره، رنگ پوست تن، رخت هایی که می‌پوشند، طوری که به نانشان کره می‌مالند. بازنشسته هیچ حرفی با تو در میان نمی‌گذارد. حالا پزشک بازنشسته، سپور بازنشسته، رئیس جمهور بازنشسته، مانیکوریست بازنشسته، بله یک چیزی، ولی نه بازنشسته خشک و خالی. منتها امروز، بله حالا می‌فهمم: درستش بازنشسته است. ببین، شکنجه‌ام کردند و گفتند اسم رفیقی را آوردم که بعدتر تیربارانش کردند. لو ندادم - در اتاقی که جایش بود تا لو بدهم تا دم مرگ رفتم، ولی به حرف نیامدم. گفتند به حرف آمدم و آرماندو مرد. دو روز بعدِ مرگش آزاد شدم و در مقام مدیر مدرسه ابقایم کردند.
فروش ویژه

کتاب به حرف نیامدم

به حرف نیامدم

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

مدیر مدرسه بودم. شغل‌ها به این دردمان می‌خورد تاب فرض‌هایی درباره آدم‌ها برسیم، عین چین و چروک چهره، رنگ پوست تن، رخت هایی که می‌پوشند، طوری که به نانشان کره می‌مالند. بازنشسته هیچ حرفی با تو در میان نمی‌گذارد. حالا پزشک بازنشسته، سپور بازنشسته، رئیس جمهور بازنشسته، مانیکوریست بازنشسته، بله یک چیزی، ولی نه بازنشسته خشک و خالی. منتها امروز، بله حالا می‌فهمم: درستش بازنشسته است. ببین، شکنجه‌ام کردند و گفتند اسم رفیقی را آوردم که بعدتر تیربارانش کردند. لو ندادم - در اتاقی که جایش بود تا لو بدهم تا دم مرگ رفتم، ولی به حرف نیامدم. گفتند به حرف آمدم و آرماندو مرد. دو روز بعدِ مرگش آزاد شدم و در مقام مدیر مدرسه ابقایم کردند.
17% 270,000

224,100

به حرف نیامدم

اثر بئاتریس براشر

مشخصات محصول

نویسنده
بئاتریس براشر
ویرایش
-
مترجم
پویا رفویی
صفحات
174 صفحه
انتشارات
وزن
204 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

مدیر مدرسه بودم. شغل ها به این دردمان می خورد تاب فرض هایی درباره آدم ها برسیم، عین چین و چروک چهره، رنگ پوست تن، رخت هایی که می پوشند، طوری که به نانشان کره می مالند. بازنشسته هیچ حرفی با تو در میان نمی گذارد. حالا پزشک بازنشسته، سپور بازنشسته، رئیس جمهور بازنشسته، مانیکوریست بازنشسته، بله یک چیزی، ولی نه بازنشسته خشک و خالی. منتها امروز، بله حالا می فهمم: درستش بازنشسته است. ببین، شکنجه ام کردند و گفتند اسم رفیقی را آوردم که بعدتر تیربارانش کردند. لو ندادم - در اتاقی که جایش بود تا لو بدهم تا دم مرگ رفتم، ولی به حرف نیامدم. گفتند به حرف آمدم و آرماندو مرد. دو روز بعدِ مرگش آزاد شدم و در مقام مدیر مدرسه ابقایم کردند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک