IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمدرضا شجریان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
267 صفحه
انتشارات
وزن
317 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب راز مانا

فروش ویژه

معرفی کتاب راز مانا

نویسنده محمدرضا شجریان
انتشارات گمان
موجود
رقعی
1398
12% 800,000
704,000

معرفی محصول

«راز مانا»، دو فصل اصلی دارد. موضوع فصل نخست، دیدگاه‌های استاد «محمدرضا شجریان» است در مسائلی چون آموزش موسیقی، تفاوت موسیقی ایرانی و غربی، ویژگی‌های موسیقی سنتی، نیازهای امروز موسیقی، و تفاوت موسیقی اصیل با موسیقی سنتی. در فصل دوم، زندگی و آثار شجریان تا دهه‌ هفتاد طرح و بحث شده است؛ مباحثی مانند «فراگیری موسیقی و کار با استادان ناموری چون برومند، دوامی، دادبه، و مهرتاش»؛ «دلیل کناره‌گیری از رادیو تلویزیون»؛ «همکاری با چاووش»؛ «همکاری با زنده‌یادان محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان، و حسین علیزاده»؛ «ماجرای آلبوم بیداد»؛ «کنسرت‌های ایران»؛ «وضعیت میراث آوازی شجریان» و... .
فروش ویژه

کتاب راز مانا

معرفی کتاب راز مانا

موجود
رقعی
1398

معرفی محصول

«راز مانا»، دو فصل اصلی دارد. موضوع فصل نخست، دیدگاه‌های استاد «محمدرضا شجریان» است در مسائلی چون آموزش موسیقی، تفاوت موسیقی ایرانی و غربی، ویژگی‌های موسیقی سنتی، نیازهای امروز موسیقی، و تفاوت موسیقی اصیل با موسیقی سنتی. در فصل دوم، زندگی و آثار شجریان تا دهه‌ هفتاد طرح و بحث شده است؛ مباحثی مانند «فراگیری موسیقی و کار با استادان ناموری چون برومند، دوامی، دادبه، و مهرتاش»؛ «دلیل کناره‌گیری از رادیو تلویزیون»؛ «همکاری با چاووش»؛ «همکاری با زنده‌یادان محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان، و حسین علیزاده»؛ «ماجرای آلبوم بیداد»؛ «کنسرت‌های ایران»؛ «وضعیت میراث آوازی شجریان» و... .
12% 800,000

704,000

راز مانا

اثر محمدرضا شجریان

مشخصات محصول

نویسنده
محمدرضا شجریان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
267 صفحه
انتشارات
وزن
317 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

-اگر اجازه دهید بحث را از یک موضوع مهم در ارزش گذاری انواع موسیقی شروع کنیم. معمولا در بحث موسیقی، مثل سایر مسائل فرهنگی، دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه از موسیقی متعالی دفاع می کند و موسیقی والا را آن نوع موسیقی می داند که اهل فن و افراد متخصص بر آن صحه می گذارند. طبیعتا این نوع موسیقی، عامه پسند نیست. این دیدگاه، موسیقی عامه پسند را رد می کند؛ چون معتقد است موسیقی عامه پسند، از نظر زیبایی شناختی در سطح نازلی قرار دارد؛ سطح فنی و زیبایی شناختی این نوع موسیقی پایین است و در نتیجه به سطحی ترین عواطف توده ها پاسخ می دهد. دیدگاه دوم از موسیقی عامه پسند به دلیل ارتباطی که با زندگی روزمره دارد، دفاع می کند. شما چه نظری دارید؟ *من می خواهم موضعی میانه را انتخاب کنم. بحثم را از این جا شروع می کنم که موسیقی متعلق به همه مردم است. همه گروه های اجتماعی حق دارند به موسیقی مورد پسند خود دسترسی داشته باشند. معنای این حرف آن است که نمی توانیم فقط یک نوع موسیقی را ترویج کنیم، چون سلیقه و پسند افراد مختلف با هم فرق می کند. موسیقی مورد پسند من، با موسیقی مورد پسند شما فرق می کند. هر کس، سلیقه ای دارد. منظورم این است که اولا افراد حق دارند موسیقی مورد پسند خود را بشنوند، ثانیا چون سلیقه هایشان با هم فرق می کند، باید تنوع موسیقی داشته باشیم. یعنی نمی توانیم فقط یک نوع موسیقی – به قول شما موسیقی متعالی – را ترویج کنیم. خوب! حالا اگر قرار است مردم موسیقی خود را انتخاب کنند، آیا موسیقیدان هم باید موسیقی را به سطح درک مردم برساند؟ من این جا با نظر گروه دوم که شما گفتید، مخالفم. موسیقیدان باید سطح موسیقی را بالا بیاورد و از این طریق به رشد سطح سلیقه مردم کمک کند. من معتقدم نباید سطح کار را آن قدر پایین بیاوریم که کار مبتذل شود، هیچ معنایی در آن وجود نداشته باشد و موسیقی بی ارزش شود. موسیقی نباید خود را به سطح زیبایی شناختی مردم تنزل دهد، باید سطح زیبایی شناختی مردم را به خود نزدیک کند. از آن طرف، نباید سطح موسیقی را آن قدر بالا ببریم که فقط معدودی از افراد متخصص با آن ارتباط برقرار کنند. من این نوع موسیقی را رد نمی کنم، اما نمی توانیم سیاست موسیقی را بر این اساس قرار دهیم. نهاد مردم باید هنر را بپسندد. موسیقی مطلوب من آن نوع موسیقی است که هم مردم بتوانند از آن استفاده کنند و هم اهل فن آن را بپسندند. -مثل شعر حافظ! *بله! مثال خیلی خوبی است. حالا که مثال زدید، به ذهنم می رسد، یک وقت شعر حافظ را شفیعی کدکنی یا ملک الشعرای بهار می خوانند و تفسیر می کنند؛ یک موقع یک آدم معمولی شعر حافظ را می خواند و از آن معنایی برداشت می کند. وقتی آدم معمولی به سوی شعر حافظ می آید، و آن را می خواند و می پسندد، باز شعر حافظ ارزش هنری خود را از دست نمی دهد. هنر یک جامعه باید چنین وضعی داشته باشد. هنری که متعالی است، ارزش های والا دارد، ولی به ورود به آن برای همه باز است. موسیقی باید این گونه باشد؛ مثل شعر حافظ. ما باید راه را برای همه باز کنیم تا به جهان موسیقی وارد شوند. البته روشن است که همه افراد به یک اندازه از معنا، نصیب نمی برند. -می گویند افلاطون بر سر در آکادمی خود این نوشته را نصب کرده بود که، هرکس هندسه نمی داند به این مکان وارد نشود. منظور شما این است که بر سر در موسیقی ایرانی ننویسیم که هر کس مثلا سه گاه و شور نمی داند، به این جهان وارد نشود. *بله! این که شوخی است، ولی گاهی بعضی دیدگاه ها به همین نتیجه می رسند. وقتی ما از نوآوری در موسیقی پرهیز می کنیم، کار کمتر عرضه می کنیم، عملا موسیقی را محدود کرده ایم. من معتقدم موسیقی ایرانی را باید فراگیر کرد و این کار با تنوع و گسترش آن امکان دارد. باید برای هر گروه و برای هر سلیقه، موسیقی ایرانی تولید کنیم، منتها بهترین را. کودکان باید بتوانند موسیقی متناسب روحیه ی خود را از موسیقی ایرانی داشته باشند. همین نوع موسیقی کودکان می تواند بهترین باشد یا کم ارزش ترین. -کارهای شما همین ویژگی را دارند؟ آیا شما همیشه تلاش می کنید کاری خوب و متعالی عرضه کنید یا کاری عامه پسند؟ *من همیشه می خواهم کاری عالی عرضه کنم. اعتقاد دارم اگر موفق به انجام این کار شوم، این موسیقی مورد پسند مردم قرار می گیرد و در عین حال ارزش های موسیقیایی خود را دارد. تلاش من این نیست که موسیقی عامه پسند باشد، بر عکس، من به معیار موسیقی فکر می کنم، کاری که سطح موسیقی ایرانی را بالا ببرد. به نظر من این کار، مورد استقبال مردم هم قرار می گیرد. و سطح سلیقه آنها را بالا می برد. -غالبا این بحث در مورد کارهای شما مطرح است که موسیقی شجریان، موسیقی نخبگان است. در عین حال، این موسیقی در بین مردم هم رواج دارد. یعنی موسیقی شجریان، در حالی که یک موسیقی متعالی است، اما مورد پسندِ مردم هم هست. آیا شما هم تأیید می کنید که موفق به این تلفیق شده اید؟ *این را من نباید بگویم. این را جامعه باید بگوید، موسیقیدانان باید بگویند. -در تاریخ موسیقی ایران، چنین چیزی وجود داشته است؟ *بله!به نظر من در تاریخ موسیقی ایرانی، عارف و شیدا از این گروه بوده اند. -آیا دلیل موفقیت آنان به سبب نوآوری شان بوده است؟ *نوآوری هم مؤثر بوده است، مهم تر از آن، شناخت روح زمانه است. این موسیقیدانان، روح زمانه ی خود را دریافته اند، با آن حرکت کرده اند و موسیقی متناسب با آن را تولید کرده اند. -به خاطر همین شناخت روح زمانه، نوآوری هم کرده اند. *بله! نوآوری هم کرده اند. وقتی روح زمانه را حس کنی، برای بیان آن، قالب های مناسب هم انتخاب می کنی. مهم حس کردن روح زمانه است. هنرمند، حس خود را بیان می کند، حس متعالی، قالب متعالی هم می طلبد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک